الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)

152

الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)

كارهايش او با خبر است در اين صورت عاقلانه نيست كه اعتراف نكند ، چون تمام كارهايش در پيش روى خدا و فرشتگان و پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام مىباشند ، و لذا ممكن نيست كسى عمل خود را مخفى و يا توجيه نمايد ، قرآن مىفرمايد : « وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ » « 1 » ؛ « اى پيامبر بگو ، كارهايتان را انجام دهيد خدا و پيامبرش و امام زمان اعمالتان را مىبينند » . 2 - اعتراف نكردن با دروغ گفتن همرديف مىشود چون اگر كسى خطاهايش را نپذيرد بدون شك وارد فضاى دروغ با اقسام زيادش مىشود و اين خيلى بى انصافى است كه به خاطر گناهى ، به گناه بزرگترى مرتكب شويم . بعد از اين مرحله بايد جايگاه اعتراف مشخص شود ، انسان در پيشگاه كسى كه نافرمانى كرده يا خسارتى به او زده ، اعتراف مىكند و يا اينكه ، هميشه به خطاكارى و گناهكار بودنش در برابر خداوند و در مقابل محبت ، والدين ، معلمان ، به ويژه امام زمان و خاندان پاكش عليهم السلام ، اعتراف نمايد ، تا بتواند با كاستن از خطاها زمينه رشد خويش را فراهم نمايد . 3 - اعتراف چون غرور و تكبر را از بين مىبرد محبوب خدا مىشود و انسان معترف با ترك استكبارى كه مبغوض خداست به راه اصلى دست يافته است و از محبوب‌ترين بندگانش مىباشد . 4 - اعتراف يأس و نوميدى را از فضاى روح و روان و قلب ميزدايد چون اگر اميدوارى نباشد اعتراف معنائى نخواهد داشت پس حالا كه خطاكارى را قبول مىكنم به خاطر اميدم به خداى بزرگ و بخشندگيش و بزرگواريش ، مىباشد تا مرا از باتلاق ضلالت و آلودگى گناهانم نجات دهد و در زير سايه رحمتش تاج افتخار بندگيش را بر سرم بگذارد ، و به همين اميد در مىزنم و به بدكارى هايم اعتراف مىكنم .

--> ( 1 ) . توبه ، آيهء 104 .